تبليغاتX
بلند آسمان جایگه من است
 سرلشگر خلبان شهید جواد فکوری

وزیر دفاع

فرمانده نیروی هوایی

استاد خلبان  فانتوم .

خلبان با احساسی كه گيتار و پيانو می نواخت .

كسی كه دوره های نظامی را در آلمان و آمريكا طی كرد .

 ليسانس مديريت داشت. بارها به عمق آسمان  دشمن نفوذ كرد

وسر انجام در مهر ۱۳۶۱بر اثر سقوط هواپيمای فرماندهان ارتش به شهادت رسيد ....

*******************************************************************************

وزیر دفاع وپشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران

و فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

شهید جواد فکوری در دیماه سال 1317 در محله   چرنداپ    کوی شرکت تبریز به دنیا آمد .پدرش فردی مذهبی و از کاسب های جز بود که در آن زمان به علت عدم رونق بازار به همراه خانواده اش به تهران مهاجرت کرد و در این شهر اقامت گزید . جواد پس از گذراندن ایام طفولیت پای به مدرسه نهاد دوران ابتدایی را در مدرسه اقبال واقع در محله قدیم   دردار   و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان مروی تهران به پایان رساند و در سال 1337 موفق به اخذ دیپلم گردید . وی دارای هوشی سرشار و ذهنی خلاق بود و در طول دوران تحصیل همواره یکی از شاگردان موفق و ممتاز کلاس به شمار می آمد . شهید فکوری در سال 1338 در آزمون سراسری دانشگاه شرکت کرد و در رشته پزشکی پذیرفته شد اما به دلیل علاقه وافری که به آموختن فن خلبانی داشت انصراف داده و در مهر ماه همان سال به استخدام دانشکده خلبانی نیروی هوایی در آمد و پس از گذراندن دوره های مقدماتی اولین پرواز مستقل خود را در خردادماه 1339 با یک فروند هواپیمای T-33  و به مدت یک ساعت و نیم بر فراز آسمان دوشان تپه در وضعیت های مختلف انجام داد که پس از فرود مورد تشویق استاد  خلبان قرار گرفت .

شهید فکوری پس از گذراندن دوره مقدماتی پرواز در ایران جهت تکمیل دوره تخصصی پرواز به کشور آمریکا اعزام و پس از 82 هفته با 263 ساعت پرواز با انواع هواپیماهای شکاری موفق به دریافت گواهینامه خلبانی برروی هواپیمای F-4 شد .

پس از آن به ایران بازگشت و با درجه ستوان دومی در پایگاه یکم شکاری مهرآباد مشغول خدمت گردید .

مسولیت عملیات گردان 102 شکاری گردان یکم شکاری شعبه استاندارد گردان پرواز کور و عملیات تیپ سوم شکاری از عمده ترین مشاغل او قبل از پیروزی انقلاب بود .

وی با گذراندن دوره هلی هنر آموزگاری هنر پرواز تیر اندازی در شب و فرماندهی ستاد مجموعا با 3340 ساعت پرواز بر روی هواپیمای F-4 یکی از خلبانان موفق و برتر نیروی هوایی بود .

شهید فکوری پس از پیروزی انقلاب مشاغل زیر را به عهده داشت :

1: فرماندهی پایگاه دوم شکاری تبریز .

2: فرماندهی منطقه هوایی مهرآباد .

3: معاون عملیات نیروی هوایی

که به علت جدیت و پشتکاری که در مسولیت هایش از خود نشان اد در هفتم خرداد 1359 به سمت

فرماندهی نیروی هوایی منصوب شد .

لیاقت و شایستگی شهید فکوری در مسولیت فرماندهی و ارایه طرح های منطقی و کاربردی وی در ساماندهی نیروی هوایی پس از انقلاب باعث شد در بیستم شهریور ماه همین سال به عنوان وزیر دفاع به کابینه شهید رجایی راه یابد و تمامی اوقات خویش را تا آنجا که در توان داشت در این دو سنگر بگذراند .

نقش شهید فکوری در خنثی نمودن ماجرای حزب خلق مسلمان در تبریز زمانی که فرماندهی پایگاه دوم شکاری را بر عهده داشت بسیار حساس بود و او توانست با منسجم کردن نیرو های متعد پایگاه و همکاری برادران انجمن اسلامی توطئه دشمنان را نقش بر آب سازد .

وی زمانی به فرماندهی پایگاه یکم شکاری منصوب گردید که عناصر ضد انقلاب پایگاه مذکور هر روز در لوای شعار های انحرافی و طرح مسائل جنبی قصد داشتند که امور عملیاتی پایگاه را دچار وقفه و اختلال کنند اما با زحمات پی گیر شهید فکوری و کمک کارکنان دلسوز و متعهد نه تنها تلاش های عناصر ضد انقلاب خنثی و بی اثر شد بلکه کارایی عملیاتی پایگاه نیز افزایش یافت .

همچنین نقش شهید فکوری به صورتی قاطع و مصمم در هدایت عملیات خنثی سازی کودتای نوژه و نظارت وی در دستگیری عناصر این کودتا قابل توجه بوده است .

 

ياد باد آن روزگاران یاد باد

شهید سرتیپ خلبان جواد فکوری در کنار خلبانان و پرسنل نیروی هوایی

 

 

نقش شهید فکوری در طراحی و اجرای بزرگترین عملیات 140 فروندی (کمان  99 )  که تنها به فاصله 10 ساعت از آغاز جنگ تحمیلی و به تلافی اولین حمله ناجوانمردانه رژیم بعث عراق صورت گرفت همواره نقطه عطفی در تاریخ نبردها و جنگ های هوایی به شمار می آید .

شهید فکوری در سال های پس از انقلاب چندین بار توسط عناصر وابسته و ضد انقلاب تا مرز شهادت پیش رفت .

شهيد فكوري پس از تشكيل كابينه شهيد رجايي با حفظ سمت به عنوان وزير دفاع برگزيده شد و پس از اينكه سرهنگ معين‌پور به فرماندهي نيروي هوايي گمارده شد، ايشان (شهيد فكوري) مورد تشويق قرار گرفت و به سمت مشاور جانشيني رئيس ستاد مشترك ارتش انتخاب شد

 

 

سرانجام در شامگاه هفتم مهر ماه 1360 زمانی که به همراه تنی چند از سرداران رشید اسلام ( فلاحی . نامجو . کلاهدوز . جهان آرا و ... ) که حاملان خبر فتح و پیروزی رزمندگان سلحشور اسلام بودند و به منظور دیدار و ارایه گزارش فتح به فرماندهی کل قوا امام خمینی (ره) از منطقه عملیاتی به تهران بازمی گشتند در اثر سانحه سقوط سی 130 در 30 مایلی جنوب شهر تهران ( کهریزک ) به افتخار شهادت نایل آمد.

ایشان به هنگام شهادت 43 سال داشت و از وی سه فرزند . دوپسر و یک دختر به یادگار مانده است .

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

 

 

 

خاطره ای از همسر شهید::          

 

این قدر در خانواده و فامیل ارتشی داشتیم که تا صحبت یک خواستگار ارتشی برای من شد، مادر بزرگ و دایی و عمه ام که در واقع به خاطر مرگ زود هنگام پدر و مادرم سر پرستی و نظارت کلی بر زندگی من داشتند، ندای مخالفت سردادند. موضوع مدتی مسکوت ماند تا وقتی که تحصیلات شهید فکوری در آمریکا تمام شد و این بار خودش به خواستگاری آمد.
برای ازدواج خیلی بزرگ نشده بودم ولی از او خوشم آمد. خانواده هم وقتی رضایت مرا دیدند، چارهای جز موافقت نداشتند.
مهریه ۵۰ هزار تومانی تعیین شد. سال ۴۲ بود و مراسمی انجام گرفت و بعد از یک ماه نامزدی من به خانه شهید فکوری رفتم. ۶ ماه بعد زندگی سیال ما شروع شد. ۶ماه دوم زندگی در پایگاه وحدتی دزفول گذشت. ۶ ماه بعد در فرودگاه مهرآباد سپری شد. سه سال هم در پایگاه شاهرخی همدان، ۳ سال در تهران، ۸ سال در شیراز و … همین طور زندگی مان در جاهای مختلف می گذشت.
انوش و آیدا به فاصله یک سال در همدان به دنیا آمدند و علی پسر کوچکم در شیراز. تا قبل از تولد بچه ها اغلب وقتها که جواد ماموریت داشت. من هم با او می رفتم ولی بعد از آن، وقتی که برای ادامه تحصیل دوباره، بورسیه آمریکا گرفت، تنها ماندم. ولی سال ۵۶ که بایست دوره ستاد را در آمریکا می گذراند، من و بچه ها هم با او رفتیم.

حجم زیاد کار به او اجازه استفاده از مرخصی نداده بود. برای همین درخواست ۳ماه مرخصی داد. قرار بود بعد از اتمام دوره، مدتی برای تفریح به سفر برویم. ولی با وقوع انقلاب، روز بعد از تمام شدن دوره به ایران برگشتیم. اسفند ۵۷ بود. خانه و زندگی مان در شیراز بود ولی بعد از سه ماه به تبریز منتقل شد.
در تبریز درگیری با حزب خلق مسلمان آغاز شده بود و جواد فرمانده مقابله با آنها بود.
البته ۴۸ ساعت او را گروگان گرفته بودند که با وساطت یک درجه دار نیروی زمینی که او را نشناختیم، آزاد شد. وقتی برگشت تمام تنش کبود بود، زخمهای عمیقی در پایش به وجود آمده بود. او در تبریز ماند و من و بچه ها در خانه عمه ام در تهران مستقر شدیم.
بعد از ماموریت تبریز و سرکوب حزب خلق مسلمان به فرماندهی پایگاه یکم فرودگاه مهرآباد منصوب شد. بعد از یک ماه فرمانده نیروی هوایی شد و ما نیز با او به دوشان تپه منتقل شدیم. با شروع جنگ، ۲۰ روز خانه نیامد.
یک سال بعد از فرماندهی با حفظ سمت وزیر دفاع شد و یک سال و چند ماه وزیر بود و بعد مشاور عالی ستاد مشترک ارتش شد و بالاخره در ۷ مهرماه سال ۶۰ در راه برگشت از جبهه بر اثر سقوط هواپیما شهید شد.

 

                                                                                           

 

نوشته شده توسط خلبانان نیروی هوایی  
 
 
بالا
-------------------------------------------------------------------------------------