به ياد سرهنگ خلبان محمد رضا کرم

.....حسين موشك! موشك! موشك ! ....... رضا ما از خطر جستيم مراقب اطراف هواپيما باش! بر مي گرديم پايگاه رضا ؟ رضا ؟ رضا چرا جواب نميدي؟ رضا......
اينها آخرين كلماتي بود كه بين
سرتيپ خلبان حسين نظري و سرهنگ خلبان محمد رضا كرم
رد و بدل شد.

غروب پنجشنبه پنجم مهر سال 1359 بود ..
يك فروند هواپيماي فانتوم از پايگاه ششم شكاري بوشهر ماموريت خود را
با موفقيت به پايان رسانده بود و در حال بازگشت به ايران بود .
خلباني كابين عقب را محمد رضا كرم اهل خرمشهر بر عهده داشت.
ماموريت زدن يكي از پل هاي مهم نزديك بصره بود
كه از اهميت بالايي برخوردار بود........

هواپيما پس از اصابت موشك به زحمت به فرامين جواب مي داد ولي هنوز قابل پرواز بود.
مسير بازگشت از روي خرمشهر انتخاب شده بود. حالا هوا كاملا تاريك شده بود كه خلبان كابين
جلو سرتيپ نظري با لطف خدا و مهارت خود چرخهاي هواپيما را با باند فرودگاه آشنا كرد.
كاري كه بارها و بارها خلبانان لايق نيروي هوايي آن را انجام دادند......
اما از سرنوشت سرهنگ خلبان محمد رضا كرم اطلاع دقيقي در دست نيست.

بنا به اظهارات سرتيپ خلبان نظري همزمان با اصابت موشك به كابين عقب
هواپيما صندلي خروج اضطراري عمل كرده و ايشان (خلبان كرم)
از هواپيما خارج مي شوند كه تا كنون اطلاعي از ايشان به دست نيامده است...

سرهنگ خلبان محمد رضا كرم در چهارمين روز از بهمن ماه سال
1330 در خرمشهر پا به دنياي خاكي نهاد.
تحصيلات را تا ديپلم طبيعي در خونين شهر ادامه داد.
از آنجا روح هاي بزرگ در كالبد خاكي نمي گنجند به دانشكده خلباني رفته
تا روح پاك خود را با پرواز آرامش دهد.
پس از طي مقد مات پرواز جهت تكميل دوره به آمريكا اعزام شد.
پس از پايان دوره ايشان با در يافت نشان خلباني و با افتخار به ايران بازگشتند
كه پس ازگذراندن دوره خلباني هواپيماي فانتوم جهت ادامه خدمت
به پايگاه هوايي ششم شكاري بوشهر منتقل شدند.
با شروع جنگ 19 ماموريت را با موفقيت به پايان رساند
كه در بيستمين ماموريت ........


از ايشان يك پسر به يادگار مانده كه جاي خالي پدر را براي مادر پر مي كند.
سرگرد خلبان شهید جواد عرفانیان

۲۹فروردين روز ارتش و حماسه سازيهاي نيروي زميني است .
همه ساله در اين روز مانور ارتش بر گذار ميشود كه دز آن قدرت و اقتدار ارتش به نمايش گذاشته مي شود . در يكي از اين مانور ها كه در سال 1374انجام شد با از دست دادن يكي از بهترين خلبانان اين آب و خاك همراه شد . سرگرد خلبان جواد عرفانيان كه هدايت يك فروند هواپيماي اف 7 را بر عهده داشت با مشكل از دست دادن هيدروليك هواپيما مواجه شد و با اينكه مي توانست اقدام به خروج اضطراري از هواپيما بكند ولي تمام سعي خود را در هدايت هواپيما انجام داد. چون مي دانست در صورت خروج وي از هواپيما هواپيما به ميان جمعيت خواهد افتاد و فاجعه اي انساني رخ خواهد داد اين كار را نكرد و در نهايت با هواپيمايي كه تا آخرين لحظات اميد به هدايت آن داشت به ساختماني 2 طبقه در يكي از خيابانهاي دور از ميدان آزادي برخورد كرد به گونه اي كه صندلي خلبان را 2 كيلو متر دورتر از محل اصابت هواپيما به ساختمان در حالي پيدا كردند كه استيك هواپيما در دستان خلبان بود كه اين نشان از تلاش جواد عرفانيان براي هدايت هواپيما داشت........
روحش شاد
برگرفته از منابع سایت همکار گرامی خلبان شکاری
http://parvazidigar.persianblog.ir